پروجکشن یا تصویری که ما میبینیم
پنل ادمین و بستنی اسکوپ
آدم ها ، سایت ها ، پروژه ها ، آهنگا ، فیلما …
تک بعدی نیستن ، هر کی از یه جهت نگاه می کنه
منظور این نیست که من از یه فیلم یه برداشت می کنم و تو یه برداشت دیگه
ما به عنوان بیننده می تونیم هر کدوم یه برداشت داشته باشیم
ولی غیر از بیننده هم زاویه دید هایی وجود دارن
که هر کدوم می تونن به اندازه جامعه مخاطب های بیننده مهم باشن
ما پروژکشن ایده ها و فکر ها و… آدم ها رو می بینیم
ولی خود اون آدم یه جور دیگه می بینه اینا رو
مثل خواننده ای که موقع اجرا اونقدر که تماشاگرا هیجان زده می شن هیجان زده نمی شه
ما از یه نفر کتاب می خونیم ، آهنگ می شنویم ، باهاش حرف می زنیم
هر چی !
ولی وقتی به آدما نزدیک می شیم
سبک زندگیشون ، فکراشون ، «خودشون»
چیزی نه غیر مرتبط ولی بیشتر یا متفاوت یا جدا یا غیر از کارا و اثراتیه که می ذارن
(انتخاب واژش خیلی سخته ، شاید متفاوت ، یا گسترده تر بهتر باشه)
ما از همدیگه عکس می بینیم
یه تصویر یک – دو بعدی
امروز داشتم از جلوی بستنی فروش رد می شدم
از اینا که اسکوپی می دن
قسمت شاتوتییش رو خیلی پر کرده بود
جوری که آدم فکر می کنه خیلی مصرف داره که انقد پرش کرده
ولی مسئله این نیست
مسئله این بود که جوره که این بستنی خالی شده بود جالب بود
جلوهاش پایین تر بود
اصلا چیز عجیبی نیس
ولی وقتی خودم رو اون طرف جای اونی که بستنی رو برمیداره تصور کردم
دیدم چقد فرق داره
آدم دستش رو می بره جلو ، اون قاشقک رو از جلو می کشه سمت خودش
این فکرو می کردم که بخوام همچین کاری رو شروع کنم
چقد می تونه عجیب باشه اولش
این حس رو اوایل طراحی سایت و کار با پنل ادمین هم داشتم
این که اون ور قضیه چه خبره
درباره آدم ها هم همینه
ممکن اینترفیس ، اکسپرینس ، ایده ها ، هرچی هر طرف آدم ها با هم فرق کنه
این که آدم به عنوان یه مشتری وارد یه مجموعه می شه یا به عنوان انجام دهنده کار
اولی می تونه خیلی آسون و دومی خیلی سخت باشه
یه آدم از بیرون قشنگ / زشت باشه و از درون فرق داشته باشه
یکی ممکنه از ارتباط بیرونی یه آدم لذت ببره ولی از نزدیک بودنش نه
یکی ممکنه از ارتباط بیرونی راضی نباشه و از نزدیک خیلی خوب باشه
هرچند اینجا هم ملاکای خوبی و راحتی و لذت و … استاندارد خاصی ندارن
یعنی یه جور سلیقه شخصین
با توجه به ایراداتی که به دموکراسی دارم ! (چه می دونم این جمله چقد درسته !)
استاندارد شدن یک چیز می تونه بر اساس اکثریت «عرف» (؟) بشه
یا بر اساس واقعیات و شهود و تفکر یه نتیجه گیری خوب باشه
به هر حال
برهان نظم
و همانا اورگانایز ایت
و چیز ها بهتر می شوند !
